مقبره شمس برهان : رقد شمس برهان در روستاي خانقاه و در منطقه سردسير قرار دارد كه اصولاً نواحي كردستان به لحاظ كوههاي مرتفع داراي آب و هوايي معتدل در تابستان و بسيار سرد در زمستان است . اين مرقد در 35 كيلومتري جاده مهاباد به بوكان در سمت راست جاده مذكور در يك راه فرعي بطول تقريبي 7 كيلومتر قرار دارد . بنا به اظهار روحاني روستا كه متولي مرقد و نوه شمس برهان است و نيز شيوه هاي معمول در صفه سازي و ساختمان سازي و بكارگيري تزئينات دو طرف ايوان قدمت بنا بيشتر از 100 سال به نظر مي رسد ، ولي تعيين قدمت و تاريخچه دقيق آن در اثر مطالعات بيشتر ، ميسر مي باشد . ساختمان بنا بصورت چهارگوش بوده و مصالح بكار رفته در آن عبارتند از سنگ هاي آهكي تراشيده شده و تيرهاي قطور چوبي كه داراي سقفي مسطح است . تهويه دروني و نور داخل مقبره بواسطه پنجره هايي كه در شمال و جنوب آن تعبيه شده انجام ميپذيرد ، لبه بام از چهارضلع با چوب بصورت كنسول ساخته شده و در داخل ايوان دو طاقچه بصورت گچبري مشاهده مي شود ، جبهه دروني با اندود گچ ساده و جبهه خارجي بوسيله سنگهاي تراشدار تزئين داده شده است . اين مكان مذهبي محل اجتماع مريدان و سالكان طريقت نقش بندي است . نمای بیرونی مقبره شمس برهان 
مقبره بداق سلطان : مقبره بداق سلطان در جنوب غربي شهر مهاباد و داخل قبرستان عمومي شهر قرار گرفته است ، چون شهر مهاباد كلاً درميان دره اي كه رشته كوههايي آن را احاطه كرده و رودخانه اي بنام رودخانه مهاباد كه از وسط شهر مي گذرد قرار گرفته است ، لذا قبرستان مذكور كه آرامگاه بداق سلطان نيز در داخل آن قرار دارد در محلي مرتفع تر از شهر قرار گرفته است ، گويا در زمان خودش اينمحدوده بصورت خاص به قبور بزرگان اختصاص داشته و وجود چند سنگ قبر اين نظريه را تاييد مي نمايد . مقبره بداق سلطان در ميان قبور اهالي شهر محصور گرديده و داراي گنبد ساده و كم حجمي مي باشد كه آنرا از ساير قبرها متمايز مي نمايد . اين مقبره متعلق به يكي از سرداران شاه عباس صفوي مي باشد كه در مدت حكومت خود مهاباد ( ساوجبلاغ ) را به عنوان مقر حكمراني خود انتخاب كرده و در عمران و آباداني اين منطقه كوشش بسيار نموده است كه از جمله كارهاي او بستن سه بند بر روي رودخانه ساوجبلاغ و قنات داخل شهر و احداث كاروانسرا و حمام و مهم تر از همه ساختمان مسجد جامع مهاباد كه بنام مسجد سور ( سرخ ) معروف است . مي باشد كه متاسفانه غير از مسجد جامع ( سرخ ) بقيه آثار از بين رفته اند . مقبره بداق سلطان كه بنايي ساده و كوچك مي باشد و بصورت منفرد داخل قبرستان عمومي شهر قرار گرفته داراي پلاني مستطيل با تورفتگي و بيرون آمدگيهايي مي باشد و متشكل از دو بخش يكي ورودي و ديگري اطاق اصلي مقبره مي باشد كه بر روي هر كدام از اين دو قسمت گنبدي ساده احداث نموده اند . ساختمان مقبره كه بر روي صفحه سنگي قرار گرفته فاقد پي بندي اساسي و تماماً از آجر ساخته شده و بيشتر قسمتهاي آن به علت گذشت زمان و عدم مراجعت كافي ريزش نموده كه تعميراتي هم در آن بصورت موضعي به عمل آمده است . اين بنا اخيراً به همت ميراث فرهنگي استان تعمير و بازسازي شده است كه بازديد از آن را خالي از لطف نمي كند . 
نماي بيروني مقبرة بداق سلطان سنگ نبشته برده روخاو : در فاصله 35 كيلومتري شهر مهاباد و در غرب روستاي تالاو و جنوب شرق روستاي دليكداش و دقيقاً در جنوب قريه شيرين آوه در كنار كانال آبياري دشت حاجي حسن مجموعه سنگ هايي ديده مي شود كه اصطلاحاً به زبان كردي « برده روخاو » نامگذاري شده است و آن متشكل از سنگهايي است كه در اثر حادثه اي ( احتمالاً زلزله ) فروپاشي نموده و به حالت فعلي در آمده اند و به همين جهت به برده روخا و يا سنگ هاي ريخته شده شهرت يافته است . كلمه دليكداش تركي هم به همين مناسبت بر روستاي فوق اطلاق گرديده است . آب فراوان در اين منطقه مي توانست منبع حياتي خوبي را در گذشته جهت شكوفايي تمدن هاي پيشرفته بوجود آورده باشد . مجموعه برده روخاو در ميان خود يك سنگ بسيار بزرگ را جاي داده كه بر قسمت صاف شمالي آن كتيبه اي با ابعاد 30 * 50 سانتي متر و به عمق 3 سانتيمتر كنده شده و خطوطي بر آن منقوش است اين كتيبه تقريباً در 45 درجه و 52 دقيقه شرقي از نصف النهار گرينويچ و 36 درجه و 57 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. خطوط حك شده بر سنگ زياد خوانا نيست . اما اين خطوط تقريباً به خطوط آرامي ( متن آويستايي ) اندك شباهتي دارد ، يكي دو كلمه هم با خطوط كوفي مشابهت دارد ، اما در مورد هيچ كدام نمي توان اظهار نظر قطعي نمود . ولي به نظر مي رسد اگر از خطوط كشف رمز گردد ، احتمالاً متعلق به دوره ساساني و خطي مشابهت با كتابت آويستايي مي باشد . چرا كه در دوران حكومت ساسانيان اين منطقه از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است و مخصوصاً در اواخر اين حكومت ، منطقه دستخوش مبارزات ميان روميان هراكليوسي و ايرانيان كسرايي بوده است . مي توان اظهار نظر نمود كه اين كتيبه نيز كه بيشتر از چند خط نيست يادگار دوران ساساني باشد . مزيد بر اين علل شيوه سنگ تراشي در كتيبه مذكور با شيوه سنگتراشي دوره ساساني در نقش رستم و طاق بستان تقريباً يكساني دارد . خره هنجيران : اين سنگ نوشته در 28 كيلومتري جنوب شهر مهاباد در كناره چپ جاده مهاباد ـ سردشت و تقريباً در ارتفاع 1330 متري از سطح دريا قرار گرفته است واژه كردي خره به معني « دره كوچك » و هنجير همان « انجير » است كه نشان مي دهد در گذشته درختان انجيري در أين منطقه وجود داشته است و به مرور به علت كثرت دامداري منطقه و وجود احشام فراوان به تدريج درختان مذكور از بين رفته است . در بين مجموعه سنگ هاي خره هنجيران كه از بقاياي دوران سوم زمين شناسي است ، بزرگترين سنگ كه حكاكي در آن صورت گرفته در قلب أين مجموعه قرار گرفته و سنگ هاي ديگر در قسمت فوقاني آن قرار دارند . يكي ديگر از سنگ ها در فاصله 50 متري سنگ بزرگ در قسمت شرقي قرار دارد . حكاكي موجود در سنگ بزرگ نشان مي دهد كه مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد است يعني قدمتي حدود 4000 ( چهارهزارسال ) دارد و دليل آن هم يكي دو مورد از حكاكي ها نشان دهنده شخصي سوار بر حيواني است كه قاعدتاً بايد اسب باشد و چون هنر اسب سواري ويژه ايرانيان يا آريايي هاي مهاجر است كه به ديگر اقوام سرايت نموده است تاريخ قيد شده راتاييد ميكند .شواهد ديگري حاكيست كه سنگ ها در دوراني حكاكي شده اند كه انسانها بر فراز كوهها و ارتفاعات در ميان جنگلهاي نيمه انبوه زندگي مي كرده اند كه هنوز آب دره ها فروكش نكرده و دشت ها بصورت فعلي در بسياري از مناطق يا حداقل در اين منطقه پديدار نشده اند كه اصطلاحاً اين دوره را « دوره غارنشيني و جمع آوري غذا » مي نامند . |